الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
307
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
مثال بحث : مثلا قرآن ، در سورهء نور ، آيات 4 و 5 ، فرموده : وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ * إِلَّا الَّذِينَ تابُوا . . . . كه سه تا حكم عام را ذكر نموده : الف . فاجلدوهم ثمانين جلدة ، چه توبه بكنند يا نكنند . ب . و لا تقبلوا لهم شهادة ابدا ، چه توبه بكنند يا نكنند . ج . و اولئك هم الفاسقون ، چه توبه بكنند يا نكنند . در پايان فرموده : إِلَّا الَّذِينَ تابُوا آيا اين استثنا ، فقط از جملهء اخيره است و دو حكم قبلى به عموميت خودشان باقىاند يا اينكه استثنا از هر سه جمله است و همهء عمومات را تخصيص مىزند ؟ مقدمات بحث : الف . گاهى عود استثنا به جميع جملات قبلى ، محال و ممتنع است بلكه فقط مىتواند به اخيره برگردد ؛ مانند : اكرم العلماء و اطعم المساكين الا الجهال منهم ، كه اين استثنا فقط به مساكين برمىگردد نه به علما ، زيرا خروج جهال از علما ، تخصصى است نه تخصيصى . گاهى عود استثنا به جميع جمل سابقه ، ممكن است ؛ مثل آيهء مذكور : وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ . . . و مثل : اكرم العلماء و جالس الفقراء و اطعم المساكين الا الفاسقين منهم ، كه عود استثنا به جميع ممكن است ، چون در ميان هر سه دسته ، انسانهاى فاسق وجود دارند و بحث ما ، در همين قسم است نه قسم قبلى . ب . احدى از علما قائل به اين قول نشده كه استثنا به جملهء اخيره برنگردد ولى به جملات قبلى برگردد . اين بر خلاف اسلوب و شيوهء تكلّم است . اگر كسى بحث دارد و يا مىگويد به اخيره فقط برمىگردد يا مىگويد به همه برمىگردد ، كه على كل حال به اخيره حتما برمىگردد .